امده ام از دیار هخامنش. از مهد تمدن. خطه ای که افتخار زیستنشان در سه کلمه ی گفتار نیک . کردار نیک و پندار نیک خلاصه می شود.
امده ام از دیاری که تبسم خورشید جنوب در پس اسمان لاجوردیش و اواز دل انگیز چلچله های مست از بوی بهار نارنجش دیدنی تر از هرجاست به تو درود بفرستم و دست یاریت را بفشارم.
امده ام تا همانند سهراب فریاد زنم: ای سبدهاتان پر خواب سیب اوردم سیب سرخ خورشید
فریاد زنم : سبد هایتان را خالی از دروغ و غرور و حسد و کینه کنید تا دست در دست ملایکه طریقت السیر کنیم.
دخترک از پدر پرسید زندگی چیست؟ ...
از دید شما زندگی چیست ؟ چشم به راه نظراتتان هستیم.منتظر ادامه ی داستان باشید
روي جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداري کنيد!
روي جعبه چيپس: شانس خود را براي برنده شدن بيازماييد. احتياجي به خريد نيست، جزئيات در داخل جعبه ميباشد!
روي جعبه يکي از غذاهاي منجمد: پيشنهاد ميشود در حالت غير منجمد مصرف نماييد!
روي جعبه پيتزا: لطفا جعبه را سروته نکنيد!
روي قوطي سوپ آماده: تذکر: محتويات بعد از حرارت ديدن، گرم خواهد بود!
روي جعبه اتو برقي: لباسها را قبل از اتو کردن از تن در آوريد!
روي جعبه قرص سرماخوردگي کودکان: براي اطفال زير 12 سال؛ بعد از استفاده از قرص، از رانندگي پرهيز کنيد!
روي جعبه قرص خواب: استفاده از اين قرص با حالت خواب آلودگي توام خواهد بود!
روي جعبه چراغهاي کريسمس: فقط در داخل يا خارج خانه استفاده شود!
روي جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارد ديگر خودداري کنيد!
روي بسته آجيل: قبل از استفاده بسته را باز کنيد!
روي بسته بندي لباس سوپرمن براي بچهها: هشدار، اين لباس توانايي پرواز ندارد!
روي جعبه دستگاه چمن زني: وقتي دستگاه روشن است، تيغهي چمن زني حرکت ميکند!
ته قوطي نوشابه: لطفا از طرف ديگر قوطي، آن را باز کنيد!
روي قوطي اسپري رنگ: از اسپري کردن به روي صورت خودداري کنيد!
روي قوطي فندک: محتوي مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از اين پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنيد!
منبع: سایت طنز فارسی
موبایل موبایل موبایل...... هر جا رو نگاه می کنی فقط موبایل می بینی. موبایل دیگه چیزی شده که دست هر کسی می تونی پیداش کنی. هیچ اشکالی هم نداره ها ولی واقعا بعضی وقتا بعضی چیزها می بینیم که با خودمون فکر می کنیم آیاد واقعا لازمه همه موبایل داشته باشن. مثلا برای نمونه یه از بچه های محله ما که 11 سالش هم بیشتر نیست. باباش بهش گفته بود اگه او امتحانات قبول بشی برات یه خط تالیا می خرم. این پسر محترم هم با معدل 14 سال اول راهنمایی رو به اتمام رساند و صاحب یه خط تالیا شد. آخه یکی نیست به بابای این بچه آخه مرد حسابی این فسقلی موبایل به چه دردش می خوره؟؟ خودمون داریم زمینه یه سری کار ها رو برای بچه هامون فراهم می کنیم دیگه.(مخصوصا بعضی پسر های شیطون)
اما حالا فرض می کنیم بعضی ها واقعا موبایل به دردشون می خوره. ولی از هم تو این قشر هم یه سری ها پیدا می شن که نمی فهمن کجا باید از موبایل استفاده کنن مثلا همین مراسم ختم خاله خدا بیامرز خودم. یکی از فامیل ها رفته بود توی قبر(به عمق یه متر) بنده خدا رفته بود کمک کنه تا جنازه رو.... همه هم تو حس بودن زن ها گریه می کردن و می زدن تو سر خودشون . یه دفعه اون وسط همه دیدن از تو قبر داره صدای میاد. شاید یه لحظه فکر کردن خالم موبایلش رو هم داره با خودش می بره اون دنیا . ولی اینجورینبود . موبایل آقا بود که اون وسط به صدا در اومد . یه آهنگی هم زد که تو حالت عادی فاجعست چه برسه توی مراسم تدفین اون هم تو قبر به عمق یه متر.
چند وقت پیش شنیدم یه شرکت مراسم تدفین توی یه کشور اروپایی همراه میت یه تلفن همراه هم می ذاره تو قبر که اگر یه وقتی میت جونش کامل در نرفته بود موبایل رو برداره و زنگ بزنه و خلاصه بیان کمکش کنن. اصلا یه لحظه پیش خودتون تصور کنید، تلفن خونه زنگ بخوره و بینی کسی رو که تازه همین نیم ساعت پیش دفن کردی داره باهات حرف می زنه و می گه بیاین من رو در آرید. دنیا داره کجا میره من یکی که سر در نمیارم
نمی دونم این مراسم های ختم چه خاصیتی داره که همیشه در کنار بزرگتر هایی که دستشون رو جلوی صورتشون می گیرن و گریه می کنن، بچه های هم هستن که دستشون رو جلوی صورتشون می گیرن تا صدای خندشون رو کسی نشنوه. همیشه برام این موضوع جالب بوده. یه نفر می میره و چند تا بچه کوچیک، فارق از همه چی برای خودشون این ور اون ور می دون و بازی گوشی می کنن . اصلا مثل اینکه وجود بچه ها اینجور جاها لازمه. لازمه برای اینکه به ما بگه زندگی هنوز جریان داره. به ما بگه با از دست دادن عزیزی هنوز عزیزان دیگه ای هستن که با بخوایم به خاطرشون زندگی کنیم. اون پدری که تو مراسم ختم همسرش شرکت می کنه، تنها با دیدن بچه کوچکش دوباره خنده با لباش بر می گرده.
هنوز نبض زندگی می زنه فقط باید حسش کرد
پیرمرد حال دیگه تنها شده بود. تنهای تنها. اون موقع که به پیکر نیمه جون همسرش رو تخت نگاه می کرد ، دم بر نمیاورد . می رفت یه اتاق خلوت پیدا می کرد و برای خودش گریه می کرد. ولی حالا دیگه نمی تونست جلوی اشکاش رو بگیره. حتی اون عینک ته استکانی هم نتونست اشک های پیرمرد رو بپوشونه. همش برای خودش می رفت یه گوشه تاریک و خلوت رو پیدا می کرد، سرش رو تکیه می داد به دیوار و برای عزیز از دستش رفتش گریه می کرد.هر چند دقیقه یه بار یه پسر بچه با صدای خنده از جلوش رد می شد و برای خودش بازی می کرد. نگاه حسرت آمیزی بهش می کرد و دوباره می رفت تو حال و های خودش. هیچ وقت آدم اجتماعی نبود تو این شرایط هم نمی شد ازش انتظار تو جمع اومدن رو داشت. به خاطر همین هیچکی نبود که دلداریش بده. همه تو اون لحظات به این فکر می کردن که تو تنهایی اون چی می گذره. به چی فکر می کنه. شاید به این فکر می کرد که برای دیدن دوباره همسرش چند سال باید صبر کنه
تقدیم به خاله عزیزم که دیروز بود، ولی امروز دیگه نیست
می گم این پول هم عجب چیز جالبیه ها. اصلا یه جوری شده انگار بدون پول نمی شه زندگی . زندگی که به جای خود بدون پول حتی نمی شه مرد. به هر حال مراسم کفن و دفن هم خرج داره دیگه.واقعا دیگه اون دوران گذشته که بخوایم علم و ثروت رو مقایسه کنیم. اگه می خوایم تو این جامعه زندگی کنیم باید پول داشته باشیم البته علم هم به جای خود. حتی علم هم سرانجامش به ثروت ختم می شه. من خودم نظر خیلی ها رو در مورد پول و اینجور چیزا پرسیدم پرسیدم که اتفاق بعضی ها جواب های جالبی هم دادن.
یه نفر می گفت وقتی پول تو جیبم احساس اعتماد به نفس می کنم حتی اگه بدونم خرجش هم نمی کنم. یکی دیگه از دوستام می گفت دیگه اون دوره گذشته که آدم از صفر شروع کنه و پولدار بشه اگه می خوای پولدار بشی باید بابات پولدار باشه. یه بنده خدایه دیگه ای هم بود که برای کار تو خونه از مامانش پول می گرفت!!!
جدیدا یه ضرب المثلی هم رایج شده که میگه: پول چرک کف دسته، خدا کنه همیشه دستامون کثیف باشه
فکر کنم از فردا باید موضوع انشای مدارس رو هم عوض کرد و گذاشت
پول بهتر است یا ثروت
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی
خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟
بلندترین صداها از توخالی ترین طبل ها شنیده می شود
بی انکه بدانيم
کيستيم.
مانديم!
بی تحرک
جامد در کناری
فقط مانديم.
کجاست معنايی
چه بود
چه شد
امدن را
شدن را
و بودن را
بر اين ساحل
چه بوديم
چه کرديم
حالا می گیم کار خدا بی حکمت نیست قبول، عشق هم باید باشه. ولی آخه چرا عاشق شدن فقط برای پسرهاست؟؟ مگه این موجودات بدبخت چه گناهی کردن؟؟ این دختر ها هم تا می تونن پسرها رو می جزونن بعدش هم با یه جواب "نه" همچین حال پسره رو می گیرن که طرف تا چند وقت خونه نشین می شه. یکی ندونه فکر می کنه ماشینی چیزی بهش زده که خونه نشین شده.
اما با همه این حرفا عشق هم بودنش بهتر از نبودنشه. هرچند که الان چیزی تحت عنوان عشق وجود نداره . البته هست، ولی عشق به ماشین، عشق به خونه، عشق به پول همه نوع عشقی هست جز " عشق به هم نوع "
شیطانی که بهترین فرشته خدا بود، به یکباره باید در مقابل آدم خاکی سر تعظیم فرود بیاره.شما بودید اینکار رو می کردید؟
من نمی دونم این غرور چیه خدا هم در وجود فرشته هاش گذاشته هم در وجود ما آدم ها
غروری که باعث شد شیطان در مقابل آدم سر تعظیم فرود نیاره و بهشت رو از دست بده . غروری که باعث شده ما آدم ها هم به اشتباهات خودمون اعتراف نکنیم.و دوستی هامون رو از دست بدیم .شاید غرور ما آدم ها ناشی از همون غرور و تکبر شیطانه که به ما رسیده .
کلمه "ببخشید" هم کلمه زیباییست.
نمی دونم اینجور جاها چهه حسی دارن که آدم رو به خدا نزدیکتر می کنن. تمام اعمال آدم از جلوی چشماش رد می شه و همونجا از همه کارهایی که کرده توبه می کنه .
ولی چه سود اینها همش محدود می شه به همون لحظه م همون مکان . وقتی دوباره وارد زندگی پر هرج و مرج شهری می شه همه قول و قرارات با خدا رو فراموش می کنی، بعد انتظار داریم خدا ما رو فراموش نکنه
وقتي دلت آواره ميشه ..
وقتي هيچ سرپناهي نداري ..
وقتي احساس ميکني توو هفت آسمون يه ستاره نداري ..
وقتي مي فهمي که دنيا با همهء قشنگيهاي زود گذرش فقط يه بازي بوده و تو بازيگرش ...
وقتي چشات پُر از اشک هست و يه شونهء مهربون برا گريه کردن نداري ..
وقتي چشماتو مي بندي و مرگ رو آرزو ميکني ..
او نوقت به دلت نگاه کن ، به خودت، به گذشته ات و به اتفاقها و عواملي که باعث اين اتفاق شده اند نگاه کن ...
سعي کن حکمت زندگيت رو بفهمي ...
ببين در عوض چيزهايي که از دست دادي چي بدست آوردي ؟
اگر تونستي چيزهايي رو که بدست آوردي، ببيني،بفهمي و درک کني ... اونوقت تو برنده اي
حتي اگر به ظاهر بزرگترين شکست زندگيت رو تجربه کرده باشي! چون با چيزهايي که بدست
آوردي ميتوني آينده ات رو با پايه هاي محکمتر بنا کني
تو وبلاگ های قبلیم وقتی تعدا پست هام به صد تا می رسید دیگه نوشتن رو ادامه نمی دادم البته به جز وبلاگ آخرم که به صد نرسید . به خاطر همین این یکی رو به تلافی قبلی تا دویست تا ادامه می دم . تا ببینیم خدا چی می خواد. پس با نام خدا شروع می کنم.
