من خواب دیده ام که کسی می اید
من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفش هایم هی جفت می شوند
...
کسی می اید...
کسی دیگر...
کسی بهتر..
کسی که مثل هیچکس نیست
...
چرا من اینهمه کوچک هستم
که در خیابان گم می شوم؟
چرا پدر که اینهمه کوچک نیست
و در خیابان ها گم نمی شود
کاری نمی کند که انکسی که بخواب من
- امده است
روز امدنش را جلو بیندازد ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام
و پلک چشمم هی می پرد
و کفش هایم هی جفت می شوند
...
کسی می اید...
کسی دیگر...
کسی بهتر..
کسی که مثل هیچکس نیست
...
چرا من اینهمه کوچک هستم
که در خیابان گم می شوم؟
چرا پدر که اینهمه کوچک نیست
و در خیابان ها گم نمی شود
کاری نمی کند که انکسی که بخواب من
- امده است
روز امدنش را جلو بیندازد ...
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 12:34 توسط |
|

