تبليغاتX
آدم برفی - دو مرد دانشمند
سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 22:57

زمانی در شهر باستانی افکار دو مرد دانشمند زندگی می کردند که با هم بد بودند و دانش یکدیگر را به چیزی نمی گرفتند. زیرا یکی وجود خدایان را انکار می کرد و دیگری به آنها اعتقاد داشت.

یک روز آن دو مرد یکدیگر را در بازار دیدند و در میان پیروان خود درباره وجود یا عدم خدایان به جر و بحث پرداختند و پس از چند ساعت جدل از هم جدا شدند.

آن شب منکر خدایان به معبد رفت و در برابر محراب خود را به خاک انداخت و به خدایان التماس کرد که گمراهی گذشته او را ببخشایند.

در همان ساعت آن دانشمند دیگر، آن که به خدایان اعتقاد داشت، کتاب های مقدس خود را سوزاند. زیرا اعتقادش را از دست داده بود.

نوشته شده توسط آدم برفی | لینک ثابت | موضوع: